تبلیغات
شهر فرنگ - مطالب بهمن 1389

جستجو

آمار بازدید

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
قالب وبلاگ

شهر فرنگ




اکانت ما در شبکه های اجتماعی :

اکانت ما در فیسبوک  اکانت ما در اینستاگرام  اکانت ما در توییتر



 

این مقاله فقط جنبه سرگرمی دارد و قصد توهین به شخص خاصی ندارد.


خب: این کلمه‏ای است که زنان برای پایان دادن به مکالمه‏ هایی استفاده می‏کنند که در آن حق با آن‏هاست و شما باید خفه‏ بشوید.

 

 

پنج دقیقه: اگر مشغول لباس‏پوشیدن است یعنی حداقل نیم ساعت. هرچند پنج دقیقه دقیقاً معادل پنج دقیقه است اگر به شما پنج دقیقه بیش‏تر زمان جهت تماشای فوتبال داده شده باشد.

 

 

هیچی: این آرامش قبل از توفان است. معنی و مفهوم آن این است که باید به شدت گوش‏ به‏ زنگ باشید. بحث‏هایی که با هیچی شروع می‏شوند، غالباً با خبٌ تمام می‏شوند.

 

 

بفرمایید: این کلمه اصلاً ربطی به اجازه دادن انجام کاری ندارد. "اگه جرئت داری" در آن مستتر است.

 

 

آه بلند: این در حقیقت یک کلمه محسوب می‏شود که معمولاً درست فهمیده نمی‏شود. آه بلند یعنی او فکر می‏کند شما یک احمق به ‏دردنخور هستید و او نمی‏داند چرا دارد وقت‏ش را با ماندن و بحث با شما سر هیچٌی تلف می‏کند.

 

 

اشکال نداره: این یکی از خطرناک‏ترین جملاتی است که زن شما ممکن است به شما بگوید. اشکال نداره یعنی اون به زمان طولانی‏تری احتیاج دارد که تصمیم بگیرد شما چگونه باید تاوان این اشتباه‏تان را پس بدهید.

 

 

ممنون: از شما تشکر می‏کند. فقط بگویید خواهش می‏کنم. هیچ حرف اضافه‏ای نزنید. خیلی ممنون می‏تواند نشان دهنده یک خطر بالقوٌه باشد.

 

 

اصلاً هرچی: این ترکیب برای گفتن دهنت سرویسه یا رو رو برن استفاده می‏شود.

 

 

نگران‏ش نباش عزیزم، خودم انجام می‏دم: یک جمله بسیار خطرناک دیگر. به معنی آن‏که این کار به دفعات متعدد به شما محول شده و حالا تصمیم گرفته خودش دست به کار شود. این حالت معمولاً منجر به حالتی خواهد شد که شما بپرسید چی شده؟.

 

نوشته شده در دوشنبه یازدهم بهمنماه سال 1389 ساعت ساعت 18 و 39 دقیقه و 26 ثانیه توسط : ...  | دسته : طنز، 
  •    [ نظرات ]

  •  

    این مطلب فقط جنبه سرگرمی و طنز دارد .

     

    وقتی چند نفر دور هم جمع بشن :


    توی آمریکا، با هم مسابقه میدن!

     

    *************************

     

    توی فرانسه، همه همزمان شروع به حرف زدن می کنن!

     

    ************************

     

    توی ایتالیا، در مورد مد عینک و لباس جدیدشون بحث می کنن!

     

    ************************

     

    توی مصر، میرن یه جا می شینن قلیون می کشن!

     

    *************************

    توی امارات متحده عربی، 4 نفرشون دست می زنن و یه نفرشون می رقصه!

     

    ************************

     

    توی افغانستان، اگه پول نداشته باشن کار می کنن و اگه پول داشته باشن می خوابن!

     

    *************************

     

    توی آذربایجان، یه بطری آب پرتقال می خرن و با هم می خورن!

     

    ************************

     

    توی روسیه، از همدیگه رشوه می گیرن!

     

    ************************

     

    توی ژاپن، هیچوقت 5 نفر دور هم جمع نمیشن! چون همیشه حداقل 3نفرشون کار دارن!

     

    ************************

     

    توی آلمان، درباره سیاستهای دولت حرف می زنن!

     

    **************************

     

    توی پاکستان، یه باند قاچاق تشکیل میدن!

     

    **************************

     

    توی عراق، برای حمله به سربازهای آمریکایی نقشه می کشن!

     

    **************************

     

    توی هند، یا با همدیگه می رقصن و یا میرن سینما و رقص تماشا می کنن!

     

    *************************

     

    توی کوبا، هر وقت 5 نفر یا بیشتر یه جا جمع بشن از کاسترو تعریف می کنن!

     

    *************************

     

    توی سوریه، از ترس بلافاصله از همدیگه جدا میشن!

     

    ***************************

     

    توی کره جنوبی، با هم یه شرکت راه میندازن و یه کالای ژاپنی رو کپی می کنن!

     

    **************************

     

    توی مکزیک، دو نفرشون دوئل می کنن و یه نفرشون ناظر دوئل میشه و دو نفر دیگه هم گیتار می زنن!

     

    ****************************

     

    توی ایران، یا پشت سر بقیه غیبت می کنن یا روزنامه راه میندازن یا یه جلسه سخنرانی ترتیب میدن یا به یه جلسه سخنرانی حمله می کنن یا از حرف زدن و سوتی های همدیگه ایراد می گیرن یا یه نفرشون رو میذارن وسط و 4 نفرشون متلک بارونش می کنن یا الکی می خندن یا یه پیتزا فروشی باز می کنن یا بدون هیچ صحبتی می ایستن و چشم و سرشون رو می چرخونن و مردم رو می چرن یا یه شرکت کامپیوتر و اینترنت راه میندازن یامیرن یه چت روم توی یاهو مسنجر می سازن یا یه وبلاگ دسته جمعی می سازن یا گروه اینترنتی راه میندازن!

     

    *****************************

     

     

    نوشته شده در دوشنبه یازدهم بهمنماه سال 1389 ساعت ساعت 18 و 38 دقیقه و 44 ثانیه توسط : ...  | دسته : طنز، 
  •    [ نظرات ]

  •  

     

    این مطلب فقط جنبه سرگرمی و طنز دارد .

    شما فکر می‌کنید زنها از مردها چه‌ می‌خواهند؟ اگر زن‌ هستید یا مرد،حتما می‌توانید یک‌ لیست‌ عریض‌ و طویل‌ تهیه‌ کنید. اما تفاوت‌ این‌ لیست‌ با هر لیست‌ احتمالی‌ دیگر این‌ است‌ که‌ ... بخوانید، خودتان‌ می‌فهمید:

     

     

     

    لیست‌ اصلی

    خوش‌اندام‌ و قشنگ‌ باشد


    جذاب‌ باشد


    دارای‌ موقعیت‌ شغلی‌ باشد


    شنونده‌ خوبی‌ باشد


    شوخ‌ و بذله‌گو باشد


    قامت‌ برازنده‌ داشته‌ باشد


    خوش‌لباس‌ باشد


    قدرشناس‌ باشد


    در ذهنش‌ اندیشه‌های‌ حیرت‌انگیز و شگفت‌آور وجود داشته‌ باشد


    عاشق‌ خوبی‌ باشد و اهل‌ خیالپردازی‌ باشد

     

     

     

    لیست‌ بازنویسی‌ شده‌ در ۳۲ سالگی

    قیافه‌اش‌ خوب‌ باشد(اولویت‌ با کسانی‌ که‌ دچار کچلی‌ یا کم‌مویی‌ نیستند)


    در ماشین‌ را برای‌ خانم‌ باز کند و صندلی‌ را برای‌ خانم‌ از پشت‌ میز بیرون‌ بکشد


    به‌ قدر کافی‌ برای‌ خوردن‌ یک‌ شام‌ گران‌ قیمت‌ در خارج‌ از منزل‌ پول‌ داشته‌ باشد


    بیش‌ از آنچه‌ حرف‌ می‌زند، گوش‌ کند


    به‌ لطیفه‌های‌ خانم‌ بخندد


    براحتی‌ بتواند ساکهای‌ سنگین‌ حاوی‌ مواد خوراکی‌ را حمل‌ کند


    حداقل‌ یک‌ کراوات‌ داشته‌ باشد


    در قبال‌ خوردن‌ یک‌ غذای‌ خوب‌ خانگی‌ تشکر کند


    تاریخ‌ تولد و سالروز ازدواج‌ را به‌ خاطر داشته‌ باشد


    حداقل‌ یک‌ بار در هفته‌ حرفهای‌ عاشقانه‌ بزند

     

     

     

    لیست‌ بازنویسی‌ شده‌ در ۴۲ سالگی

    خیلی‌ زشت‌ نباشد


    قبل‌ از آمدن‌ من‌، با ماشین‌ به‌ راه‌ نیفتد


    یک‌ کار ثابت‌ داشته‌ باشد و بتواند حداقل‌ یک‌ بار در سال‌ خرج‌ شام‌ بیرون‌ از خانه‌ را بپردازد


    وقتی‌ من‌ حرف‌ می‌زنم‌ بتواند سرش‌ را تکان‌ بدهد


    لطیفه‌های‌ کهنه‌ و قدیمی‌ را به‌ خاطر داشته‌ باشد


    به‌ قدر کافی‌ توانایی‌ داشته‌ باشد تا بتواند در جابه‌جاکردن‌ مبلمان‌ کمک‌ کند


    پیراهنی‌ بپوشد که‌ برآمدگی‌ شکمش‌ را بپوشاند


    شیشه‌ آبلیمویی‌ را که‌ نوار اطمینان‌ درش‌ باز شده‌، تشخیص‌ بدهد و آن‌ را نخرد


    به‌ خاطر داشته‌ باشد که‌ درب‌ محافظ‌ توالت‌ فرنگی‌ را قبل‌ از خروج‌ سر جایش‌ بگذارد

     

    آخر هر هفته‌ صورتش‌ را اصلاح‌ کند

     

     

     

    ... در ۵۲ سالگی

    موهای‌ گوش‌ و بینی‌اش‌ را کوتاه‌ کند


    در اماکن‌ عمومی‌ آروغ‌ نزند و خرخر نکند


    خیلی‌ زیاد پول‌ قرض‌ نگیرد


    وقتی‌ من‌ ابراز محبت‌ می‌کنم‌ به‌ خواب‌ نرود


    لطیفه‌های‌ تکراری‌ را هفته‌یی‌ چندبار نگوید

     

    ظاهرش‌ به‌ قدری‌ مناسب‌ باشد که‌ گاهی‌ آخر هفته‌ها بشود با او به‌ پیک‌نیک‌ رفت‌ والبته‌ حال‌ و حوصله‌ بیرون‌ رفتن‌ را داشته‌ باشد

     

    کمتر جوراب‌ لنگه‌ به‌ لنگه‌ بپوشد و لباسهای‌ زیرش‌ را زود زود عوض‌ کند


    در برابر خوردن‌ یک‌ شام‌ حاضری‌ تشکر کند


    اسم‌ و آدرسش‌ را به‌ خاطر داشته‌ باشد


    چند هفته‌ یک‌ بار در تعطیلات‌ آخر هفته‌ اصلاح‌ کند

     

     

     

    ... در ۶۲ سالگی

    از بچه‌یی‌ کوچک‌ نترسد


    به‌ خاطر داشته‌ باشد حمام‌ خانه‌ کجاست


    برای‌ منظم‌ و با قاعده‌ بودن‌ او، نیاز به‌ خرج‌ کردن‌ پول‌ زیادی‌ نباشد


    فقط‌ هنگام‌ خواب‌ به‌ آرامی‌ خرخر کند


    به‌ خاطر داشته‌ باشد که‌ چرا می‌خندد


    آنقدر توانایی‌ داشته‌ باشد که‌ بدون‌ کمک‌ قادر به‌ ایستادن‌ باشد


    معمولا بتواند بعضی‌ از لباسهایش‌ را بدون‌ کمک‌ دیگران‌ بپوشد


    غذاهای‌ سبک‌ را دوست‌ داشته‌ باشد


    به‌ یاد بیاورد که‌ دندانهای‌ مصنوعی‌اش‌ را کجا گذاشته‌ است

     

    به‌ خاطر داشته‌ باشد که‌ چه‌ وقت‌ آخر هفته‌ است

     

     

     

    ... در ۷۲ سالگی

    نفس‌ بکشد


    کنترل‌... خودش‌ را از دست‌ نداده‌ باشد

     

    نوشته شده در دوشنبه یازدهم بهمنماه سال 1389 ساعت ساعت 18 و 37 دقیقه و 20 ثانیه توسط : ...  | دسته : طنز، 
  •    [ نظرات ]

  •  

     

    نکات مهم وصیت نامه غضنفر برای نزدیکانش :

     

    قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.

     

    بعد از مرگم، انگشت های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت نگاری قرار دهید.

     

    به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!

     

    ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند.

     

    عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است.

     

    بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.

     

    کارت شناساییم با دو قطعه عکس مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!

     

    مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.

     

    روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.

     

    دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!

     

    کسانی که زیر تابوت مرا می گیرند، باید هم قد باشند.

     

    شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به دختران بیکار ندهید.

     

    گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.

     

    کله مرغ برای سگها یادتون نره چون گناه دارند گشنه بمونند.

     

    بجای عکسم روی آگهی ترحیم کارت معافیم رو بزارید.

     

    در مجلس ختم من گاز اشک آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.

     

    از اینکه نمی توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می طلبم و خواهش میکنم پشت سرم حرف در نیارید.

     

    التماس میکنم کفنم را از یک پارچه مارکدار انتخاب کنید تا جلوی آدمهای که تازه به دوران رسیده کم نیاریم.

     

    به مرده شوی بگویید مرا با چوبک بشوید چون به صابون و پودر حساسیت دارم.

     

    چون تمام آرزوهایم را به گور می برم، سعی کنید قبر مرا بزرگ بسازید که جای آنها هم باشد.

    نوشته شده در دوشنبه یازدهم بهمنماه سال 1389 ساعت ساعت 18 و 36 دقیقه و 37 ثانیه توسط : ...  | دسته : طنز، 
  •    [ نظرات ]

  •  

     

    یه روز دو تا تنبل میرن بانک میزنن، اولی میگه بیا پولا رو بشمریم.

    دومی میگه: ولش كن فردا رادیو میگه!

     

    =======================

     

    غضنفرمیره دكترمیگه آقای دكترمن فراموشی گرفته‌ام.
    دكتر میگه: چندوقته این بیماری رو دارین؟
    غضنفرمیگه: كدوم بیماری؟

    ========================


    غضنفر داشت نوارخالی گوش میداد و بلند بلند گریه میكرده، بهش میگن چرا گریه میكنی؟
    میگه: دلم واسه خواننده‌اش میسوزه، طفلكی لال بوده!

     

    ========================

     

    غضنفر به زنش میگه: زن مهریه‌ات را بگذار اجرا تا با پولش خونه بخریم!

     

    =========================

     

    یه پسره به دوستش میگه: بیا بریم دریا.
    دوستش میگه: نه اگه غرقشم مامانم منو میكشه!


    ==========================

     

    آمریكاییه میخواسته غضنفر ضایع كنه می‌برتش تو آمریكا و بهش میگه: زمین را بكن. غضنفر بعد از100متر كندن به یک سیم میرسه، آمریكاییه بهش میگه: ببین ما از100سال پیش تلفن داشتیم!
    غضنفر هم یارو رو می‌برتش تو شهرشون و بهش میگه: بكن، آمریكاییه بعد از100متر كندن به چیزی نمیرسه، غضنفر بهش میگه ببین ما از100سال پیش موبایل داشتیم!


    ==========================

     

    به غضنفر میگن: نظرت راجع به ماه رمضان چیه؟
    میگه: والا خیلی خوبه فقط یه کم زولبیا بامیه اش رو زیاد کنن بهتر میشه!

     

    ==========================

     

    به غضنفر میگن بابات به رحمت ایزدی پیوست،
    میگه: رحمت ایزدی دیگه کیه؟
    میگن: نه منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت،
    میگه: دیار باقی دیگه کجاست؟
    میگن: یعنی دار فانی رو وداع گفت،
    میگه: دار فانی دیگه چه جور داریه؟
    میگن: یعنی رخت از این دنیا بربست،
    میگه: منظورتون رو نمیفهمم!
    میگن: احمق، بابات مرد،
    میگه: احمق خوتی، بابا دیگه کیه!

     

    ========================

     

    غضنفر جلوی یک عابر بانک ایستاده بود و التماس می‌کرد: تو می‌تونی دو میلیون تومان به من قرض بدی، می دونم که داری، کمکم کن، به خدا بهت بر می گردونم!

     

    ========================

     

    غضنفر پسرشو میفرسته دانشکده افسری، دوستاش بهش میگن: درس پسرت که خیلی خوبه بود، بهتر بود میگذاشتی دکتر یا مهندس بشه؟
    غضنفرمیگه: نه، آخه میخوام وقتی درسش تموم شد باهم کلانتری باز کنیم!

     

    ==========================

     

    به غضنفر میگن: دوست داری بابات بمیره ارثش به تو برسه؟
    میگه: نه، دوست دارم بکشنش تا دیه هم بگیرم!

     

    ==========================

     

    قاضی: چرا با سر زدی توی صورت دوستت؟
    غضنفر: جناب قاضی! خودش می‌خواست، هر وقت من را می‌دید،
    می‌گفت یک سری به ما بزن!


    ===========================

     

    غضنفر میره سیگار فروشی و میگه: آقا سیگار برگ دارین؟
    فروشنده میگه: خیر.
    غضنفر میگه: پس یک بسته كوبیده بدین!

     

    ============================

     

    غضنفر دوتا کراوات زده بود که بره عروسی، بهش میگن چرا دوتا کراوات زدی؟
    میگه: آخه عقد و عروسی با همه!

    نوشته شده در دوشنبه یازدهم بهمنماه سال 1389 ساعت ساعت 18 و 35 دقیقه و 48 ثانیه توسط : ...  | دسته : طنز، 
  •    [ نظرات ]