تبلیغات
شهر فرنگ - مطالب بهمن 1389

جستجو

آمار بازدید

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
قالب وبلاگ

شهر فرنگ




اکانت ما در شبکه های اجتماعی :

اکانت ما در فیسبوک  اکانت ما در اینستاگرام  اکانت ما در توییتر



 

پلیس به غضنفر: اینجا ماهی‌گیری قدغنه!!! غضنفر: ولی اینجا تابلو نزدین!!!
پلیس: نزدیم که نزدیم، زود باش از بالای اون آکواریوم بیا پایین!!!!


=============================================


غضنفر میره کله پاچه فروشی، یارو بهش میگه: قربون چشم بگذارم؟
غضنفر میگه: نه آقا! حداقل صبر کن من برم قایم شم!

=============================================


غضنفر باباش میمیره میخواسته خاکش کنه، جو میگیرتش باراندازش میکنه!


=============================================


غضنفر می ره جبهه بعد از 2 روز برمی گرده.
میگن چی شد اینقدر زود برگشتی؟
میگه: بابا اونجا به قصد کشت تفنگ بازی می کنن!


=============================================


غضنفر رو برق می گیره، مامانش می گه: ننه جون ولش نکن همین بود که باباتو کشت!


=============================================


غضنفر می ره دزدی تفنگو می ذاره پشت گردن یارو
می گه: تکـون بخوری با لگد می زنم تو کمرت!


=============================================


به غضنفر می گن نظرت راجع به گرون شدن بنزین چیه؟
غضنفر می گه برای ما که فرقی نمی کنه، ما همون 1000تومن بنزین رو می زنیم


=============================================


از غضنفر می پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز می کنن؟
میگه: آخه پیاده خیلی راهه

=============================================


به غضنفر میگن: چی شد مامانت مرد ؟
میگه: رفت پشت بوم رخت پهن کنه افتاد...
میگن افتاد مرد ؟ میگه: نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکـست افتاد.
بهش میگن اون موقع مرد؟؟
میگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد.
میگن:خوب این دفعه مرد ؟ غضنفر میگه: نه بعد افتاد رو سقف گاراژ، سقف خراب شد!
بهش میگن:حتماً ایندفعه مرد ؟
میگه:بازم نمرد، دیدیم داره کُلّ خونه خراب میشه، با تفنگ زدیمش


=============================================

 

غضنفر انگشتشو میکنه تو نافش، ریست میشه


=============================================


غضنفر جونش به لبش میرسه، تف می‌کنه می‌میره


=============================================


غضنفر میمیره، عکسشو نداشتند بذارن رو قبرش، تا گردن دفنش می‌کنند


=============================================


غضنفر سر سفره داد می زده می گفته: بربری بدین! بربری بدین!
بهش میگن چی شده؟ ، میگه: آب تو گلوم گیر کرده


=============================================


غضنفر رشته‌اش دامپروری بوده، روش نمیشده به کسی بگه.
یکی ازش می‌پرسه: رشته‌ات چیه؟
میگه: دامپیوتر، گرایش پشم افزار!

 

 

نوشته شده در دوشنبه یازدهم بهمنماه سال 1389 ساعت ساعت 18 و 28 دقیقه و 35 ثانیه توسط : ...  | دسته : طنز، 
  •    [ نظرات ]

  •  

    زن و مرد از راهی می رفتند، ماموران آنها را دیدند وآنها را خواستند!

    پرسیدند شما چه نسبتی با هم دارید؟

    زن و مرد جواب دادند زن و شوهریم

    ماموران مدرك خواستند،

    زن و مرد گفتند نداریم !

    ماموران گفتند چگونه باور كنیم كه شما زن و شوهرید ؟!

    زن و مرد گفتند برای ثابت كردن این امرنشانه های فراوانی داریم ... !

    اول اینكه آن افرادی كه شما می گویید دست در دست هم می روند،
    ما دستهایمان از هم جداست!

    دوم، آنها هنگام راه رفتن و صحبت كردن به هم نگاه می كنند،
    ما رویمان به طرف دیگریست!

    سوم آنكه آنها هنگام صحبت كردن و راه رفتن،با هم با احساس حرف می زنند،
    ما احساسی به هم نداریم!

    چهارم آنكه آنها با هم بگو بخند می كنند،
    می بینید که، ما غمگینیم!

    پنجم، آنها چسبیده به هم راه می روند،
    اما یكی ازما جلوترازدیگری می رود!

    ششم آنكه آنها هنگام با هم بودن كیكی، بستنی ای، چیزی می خورند،
    ما هیچ نمی خوریم!

    هفتم، آنها هنگام با هم بودن بهترین لباسهایشان را می پوشند،
    ما لباسهای کهنه تنمان است.. !

    هشتم، ...

    ماموران گفتند
    خیلی خوب،
    بروید،
    بروید،..
    فقط بروید ... !

    نوشته شده در دوشنبه یازدهم بهمنماه سال 1389 ساعت ساعت 18 و 26 دقیقه و 42 ثانیه توسط : ...  | دسته : طنز، 
  •    [ نظرات ]

  •  

    1/روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتون رو کوک کنین تا همه از خواب بپرن

     

    ۲/سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارین تا جلویی ها زود تر راه بیفتند

     

    ۳/وقتی میخواین برین دست به آب با صدای بلند به اطلاع همه برسونین

     

    ۴/وقتی از کسی آدرسی رو می پرسین بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از یه نفر دیگه بپرسین

     

    ۵/کرایه تاکسی رو بعد از پیاده شدن و گشتن تمام جیبهاتون به صورت اسکناس هزاری پرداخت کنید

     

    ۶/همسرتون رو با اسم همسر قبلیتون صدا بزنین

     

    ۷/جدول نیمه تموم دوستتون رو حل کنین

     

    ۸/روی اتوبان و جاده روی لاین منتهی الیه سمت چپ با سرعت پنجاه کیلومتر در ساعت حرکت کنین

     

    ۹/وقتی عده زیادی مشغول تماشای تلویزیون هستند مرتب کانال رو عوض کنین

     

    ۱۰/از بستنی فروشی بخواین که اسم پنجاه و چهار نوع بستنی رو براتون بگه

     

    ۱۱/در یک جمع سوپ یا چایی رو با هورت کشیدن نوش جان کنین

     

    ۱۲/به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنین

     

    ۱۳/وقتی از آسانسور پیاده میشین دکمه های تمام طبقات رو بزنین و محل رو ترک کنین

     

    ۱۴/وقتی با بچه ها بازی فکری می کنین سعی کنین از اونها ببرین

     

    ۱۵/موقع ناهارتوی یک جمع جزئیات تهوع وگلاب به روتون استفراغی که چند روز پیش داشتین رو با آب و تاب تعریف کنین

     

    ۱۶/ایده های دیگران رو به اسم خودتون به کار ببرین

     

    ۱۷/بوتیک چی رو وادار کنید شونصد رنگ و نوع مختلف پیراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگین هیچ کدوم جالب نیست و سریع خارج بشین

     

    ۱۸/شمع های کیک تولد دیگران رو فوت کنین

     

    ۱۹/اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرایشگرتون تعریف کنین

     

    ۲۰/وقتی کسی لباس تازه می خره بهش بگین خیلی گرون خریده و سرش کلاه رفته

     

    ۲۱/صابون رو همیشه کف وان حموم جا بذارین

     

    ۲۲/روی ماشینتون بوقهای شیپوری نصب کنین

     

    ۲۳/وقتی دوستتون رو بعد ازیه مدت طولانی می بینین بگین چقدر پیر شده

     

    ۲۴/وقتی کسی در جمعی جوک تعریف می کنه بلافاصله بگین خیلی قدیمی بود

     

    ۲۵/چاقی و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش یادآوری کنین

     

    ۲۶/بادکنک بچه ها رو بترکونین

     

    ۲۷/مرتب اشتباه لغوی و گرامری دیگران هنگام صحبت رو گوشزد کنین و بهش بخندین

     

    ۲۸/وقتی دوستتون موهای سرش رو کوتاه میکنه بهش بگین موی بلند بیشتر بهش می یاد

     

    ۲۹/بچه جیغ جیغوی خودتون رو به سینما ببرین

     

    ۳۰/کلید آپارتمان طبقه سیزدهم تون رو توی ماشین جا بذارین و وقتی به در آپارتمان رسیدین یادتون بیاد! ﴿این راه هم جنبه هایی از مازوخیسم در بر داره

     

    ۳۱/ایمیل های فورواردی دوستتون رو همیشه برای خودش فوروارد کنین

     

    ۳۲/توی کنسرتهای موسیقی بزرگ و هنری ، بی موقع دست بزنین

     

    ۳۳/هر جایی که می تونین ، آدامس جویده شده تون رو جا بذارین! ﴿توی دستکش دوستتون بهتره

     

    ۳۴/حبه قند نیمه جویده و خیستون رو دوباره توی قنددون بذارین

     

    ۳۵/نصف شبها با صدای بلند توی خواب حرف بزنین

     

    ۳۶/دوستتون که پاش توی گچه رو به فوتبال بازی کردن دعوت کنین

     

    ۳۷/عکسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا کنین

     

    ۳۸/پیچهای کوک گیتار دوستتون رو که ۵ دقیقه دیگه اجرای برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونین

     

    ۳۹/با یه پیتزا فروشی تماس بگیرین و شماره تلفن پیتزا فروشی روبروییش که اونطرف خیابونه رو بپرسین

     

    ۴۰/شیشه های سس گوجه فرنگی و هات سس فلفل رو عوض کنین

     

    ۴۱/موقع عکس رسمی انداختن برای هر کس جلوتونه شاخ بذارین

     

    ۴۲/توی ظرفهای آجیل برای مهموناتون فقط پسته ها و فندقهای دهان بسته بذارین

     

    ۴۳/شونصد بار به دستگاه پیغام گیر تلفن دوستتون زنگ بزنین و داستان خاله سوسکه رو تعریف کنین

     

    ۴۴/توی روزهای بارونی با ماشینتون با سرعت از وسط آبهای جمع شده رد بشین

     

    ۴۵/توی جای کارت دستگاههای عابر بانک چوب کبریت فرو کنین

     

    ۴۶/جای برچسبهای قرمز و آبی شیرهای آب توالت هتل ها رو عوض کنین

     

    ۴۷/یکی از پایه های صندلی معلم یا استادتون رو لق کنین

     

    ۴۸/توی مهمونی ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواین که هر چی شعر بلده بخونه

     

    ۴۹/چراغ توالتی که مشتری داره و کلید چراغش بیرونه رو خاموش کنین


    ۵۰/ورقهای جزوه ء ۳۰۰ صفحه ای دوستتون که ازش گرفتین زیراکس کنین رو قاطی پاتی بذارین ، یه بر هم بزنین ، بعد بهش پس بدی

     

    نوشته شده در دوشنبه یازدهم بهمنماه سال 1389 ساعت ساعت 18 و 24 دقیقه و 05 ثانیه توسط : ...  | دسته : طنز، 
  •    [ نظرات ]

  •  

    روزی غضنفر برای کار و امرار معاش قصد سفر به آلمان میکنه و

    همسرش و نوزده بچه قد و نیم قد رو رها کنه

    خلاصه

    همسرغضنفر گفت :حال ما چه طور از احوال تو با خبر بشیم؟؟؟؟

    غضنفر گفت: من برای تو نامه مینویسم....

    همسرش گفت: ولی نه تو نوشتن بلدی و نه من خوندن !!!!!!!!!!!!!!!!!

    غضنفر گفت من برای تو نقاشی میکنم ... تو که بلدی نقاشی های منو بخونی مگه نه ؟؟؟؟؟؟

    خلاصه

    غضنفر به سفر رفت و بعد از دو ماه این نامه به دست زنش رسید ..

    این شما و این هم نامه ببینید چیزی میفهمید!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

    +
    +
    +

     

     

    +
    +
    +

    شما چیزی فهمیدید !!!!!!!من که نفهمیدم

    این نامه رو فقط همسر غضنفر میفهمه چی نوشته شده

    +
    +
    +

    حال ترجمه از زبان همسرش

    خط اول :حالت چه طوره زن ؟

    خط دوم :بچه ها چه طورن ؟

    خط سوم : مادرت چه طوره ؟

    خط چهارم :شنیدم سر و گوش ت می جنبه!!!

    خط پنجم : فقط برگردم خونه....

    خط ششم : می کشمت

    خط هفتم :غضنفر از آلمان...

    +

    +

    +

    +

    +

    ها ها ها ها خوش تون اومد

    نوشته شده در دوشنبه یازدهم بهمنماه سال 1389 ساعت ساعت 18 و 23 دقیقه و 23 ثانیه توسط : ...  | دسته : طنز، 
  •    [ نظرات ]

  •  

    زنی با سر و صورت کبود و زخمی سراغ دکتر روانشناس میره ..
    دکتر می پرسه : چه اتفاقی افتاده؟
    خانم در جواب میگه: دکتر، دیگه نمی دونم چکار کنم. هر وقت شوهرم عصبانی و ناراحت میاد خونه، منو زیر مشت و لگد له می کنه و عصبانیتش رو سر من خالی می کنه !!!
    دکتر گفت: خب دوای دردت پیش منه : هر وقت شوهرت عصبانی و ناراحت اومد خونه، یه فنجون چای سبز بردار و شروع کن به قرقره کردن. و این کار رو ادامه بده.
    دو هفته بعد،اون خانم با ظاهری سالم و سرزنده پیش دکتر برگشت !!!
    خانم گفت: دکتر، پیشنهادتون فوق العاده بود. هر بار شوهرم عصبانی و ناراحت اومد خونه، من شروع کردم به قرقره کردن چای و شوهرم دیگه به من کاری نداشت!!!
    دکتر گفت: میبینی؟! اگه جلوی زبونت رو بگیری خیلی چیزا خود به خود حل میشن !

     

    نوشته شده در دوشنبه یازدهم بهمنماه سال 1389 ساعت ساعت 18 و 18 دقیقه و 19 ثانیه توسط : ...  | دسته : طنز، 
  •    [ نظرات ]