تبلیغات
شهر فرنگ - مطالب پند

جستجو

آمار بازدید

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
قالب وبلاگ

شهر فرنگ




اکانت ما در شبکه های اجتماعی :

اکانت ما در فیسبوک  اکانت ما در اینستاگرام  اکانت ما در توییتر



عارف حسین خوارزمى گوید: بدان كه حقیقت ذكر عبارت است از تجلى حق مر ذات خود را به ذات خود از حیثیت اسم متكلم از براى اظهار صفات كمالیه و كشف نعوت جلالیه و جمالیه ، هم در مقام جمع و هم در مقام تفصیل ، چنانكه گواهى داد از براى ذات خود هم به ذات خود كه شهد الله اءنه لا اله الا هو و این حقیقت را مراتب است : اءعلى و اءولاش (اولایش ) آن است كه متحقق شود از حق در مقام جمع از ذكر او سبحانه نفس خود به اسم متكلم به حمد و ثنا بر نفس خویش . دوم ذكر ملائكه مقربین كه آن تحمید، ارواح و تسبیح ایشان است پروردگار خود را. و سیوم ذكر ملائكه سماویه و نفوس ناطفه مجرده است . و چهارم ذكر ملائكه ارضیه و نفوس منطبعه به حسب طبقاتش . و پنجم ذكر ابدان است و آنچه در وى است از اعضاء. و هر یكى از ذاكر پروردگار خویش است به لسانى كه بدو اختصاص دارد، چنانكه شیخ بدین معنى اشاره مى كند كه فان ذكر الله سار فى جمیع العبد یعنى ذكر بارى ، سارى در جمى عبد است . یعنى در روح و قلب و نفس و قواى روحانیه و جسمانیه ، اوست بل در جمیع اجزایش . و این سریان نتیجه سریان هویت الیهه ذاكره مر نفس خود را به نفس خود است - انتهى . این ذكر سارى در جمیع عبد، سارى در جمیع موجودات است ؛ زیرا بقاى موجودات به هویت الهیه است كه در همه سارى است ؛ بلكه موجودات جز شئون نورى و آیات اسمایى این هویت نیستند كه هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن لذا هر جا كه این هویت است عین حیات و علم و شعور و دیگر اسماء جمالى و جلالى است هر چند هر موجودى به جهت ظهور دولت سامى بدان اسم ظاهر غالب نامیده مى شود و دیگر اسماء و صفات به لحاظ و اعتبار ما در تحت دولت و استیلاء آن اسم واقع مى شوند. پس این هویت ساریه كه به نام وجود مساوق حق است عین ذكر است و خود ذاكر و مذكور است . تسبح له السموات السبع و الارض و من فیهن و ان من شى ء الا یسبح بحمده ولكن لاتفقهون تسبیحهم ؛  هفت آسمان و زمین و هر چه در آنهاست تسبیحش مى كنند و هیچ موجودى نیست جز آنكه او را به پاكى مى ستاید ولى شما تسبیحشان را نمى فهمید. 

نوشته شده در شنبه ششم فروردینماه سال 1390 ساعت ساعت 14 و 59 دقیقه و 05 ثانیه توسط : ...  | دسته : پند، 
  •    [ نظرات ]

  • در دعاى كمیل آمده است : اللهم اغفر لى الذنوب التى تهتك العصم ، اللهم اغفر لى الذنوب التى تنزل النقم ، اللهم اغفر لى التى تغیر النعم ، اللهم اغفر لى الذنوب التى تحبس ‍ الدعاء، اللهم اغفر لى الذنوب التى تنزل البلاء ؛  خدایا! بیامرز مرا از گناهانى كه پرده هاى عصمت را مى درد. خدایا! بیامرز مرا از گناهانى كه عقوبت ها را نازل مى كند. خدایا! بیامرز مرا از گناهانى كه نعمت ها را مى برد. خدایا! بیامرز از گناهانى كه دعا را حبس مى كند. خدایا! بیامرز مرا از گناهانى كه بلاء را فرود مى آورد.

    نوشته شده در شنبه ششم فروردینماه سال 1390 ساعت ساعت 14 و 58 دقیقه و 20 ثانیه توسط : ...  | دسته : پند، 
  •    [ نظرات ]

  • منقول است كه مرحوم حاجى سبزوارى (رضوان الله علیه ) براى عبادت بیمارى مى رفت و عده اى هم با او بودند. نزدیك منزل بیمار كه رسید، برگشت و نرفت . اطرافیان پرسیدند: آقا چرا تا این جا آمدید و حالا بر مى گردید؟ آقا جواب داد: كه خطورى به قلبم كرد كه بیمار وقتى مرا ببیند، از من خوشش خواهد آمد و مى گوید كه سبزوارى ، چه انسان والا و بزرگى است كه به عبادت من بیمار آمده است . حالا بر مى گردم تا هنگامى كه اخلاص ‍ اولیه را بیابم و تنها براى خدا به عبادت بیمار بیایم .
    نوشته شده در شنبه ششم فروردینماه سال 1390 ساعت ساعت 14 و 57 دقیقه و 46 ثانیه توسط : ...  | دسته : پند، 
  •    [ نظرات ]

  • هر كس كه هواى كوى دلبر دارد
    از سر بنهد هر آنچه در سر دارد
    ورنه به هزار چله ار بنشیند
    سودش ندهد كه نفس كافر دارد
    برادرم ! قدم اول درذ سلوك توبه و پاكى از گناه و دورى از گفتار ناپاك ، و كردار و اندیشه هاى ناشایسته و خوى هاى نكوهیده است . در كلام خداى غفور رحیم نیكو تدبر كن كه فرمود: ان الله یحب التوابین و یحب المطهرین سعى كن تا محبوب كردگار شوى ! 
    نوشته شده در شنبه ششم فروردینماه سال 1390 ساعت ساعت 14 و 57 دقیقه و 10 ثانیه توسط : ...  | دسته : پند، 
  •    [ نظرات ]

  • مطلبى بسیار گرانقدر و ارزشمند را فارابى در رساله اطلاعات عقل ، و ملاصدرا در اسفار  عنوان فرموده اند كه شاءنیت و قابلیت نفس این است كه عاقل و مدرك همه موجودات گردد و علم بدان ها تحصیل كند. و شاءن همه موجودات نیز این است كه معقول و معلوم وى گردند، پس از تو حركت و از خدا بركت ! علاوه این كه فارابى را كلامى كوتاه و بسیار بلند است قریب به این مفاد و مضمون كه هیچ نبودى و هیچ نداشتى و اكنون این همه سرمایه دارى ، حالا كه بال و پر در آوردى چرا به سوى بالاتر پرواز نمى كنى ؟ یعنى هرگاه عقل هیولانى هیچ ندانى به مقام عقل بالفعل رسید كه دانا و خوانا و گویا و شنوا شده است ، هر گاه این عقل بالفعل بدین مرتبه رسیده عالمى بوالعجب گردد و به مراتب و درجاتى فوق العاده رسد، چه جاى استعاد؟ و اءن لیس للانسان الا ما سعى . 

    نوشته شده در شنبه ششم فروردینماه سال 1390 ساعت ساعت 14 و 51 دقیقه و 46 ثانیه توسط : ...  | دسته : پند، 
  •    [ نظرات ]