تبلیغات
شهر فرنگ - مطالب شعر

جستجو

آمار بازدید

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
قالب وبلاگ

شهر فرنگ




اکانت ما در شبکه های اجتماعی :

اکانت ما در فیسبوک  اکانت ما در اینستاگرام  اکانت ما در توییتر



یکی از بزرگان حکایت کند

اگر یک نفر نیمه شب چت کند

و با فرد بیگانه صحبت کند

و کم کم به چت کردن عادت کند

و یک ساعتش را سه ساعت کند

و هر شب به فردی محبت کند

به افراد قبلی خیانت کند

و با بی خیالی جنایت کند

نه حدّ و حدودی رعایت کند

و اچ آی وی ِ خویش مثبت کند

و این قصه را پر حرارت کند

برای رفیقش روایت کند

چنانکه رفیقش حسادت کند

و او هم رود نیمه شب چت کند

و با فرد بیگانه صحبت کند

و کم کم به چت کردن عادت کند

و یک ساعتش را سه ساعت کند

و هر شب به فردی محبت کند

به افراد قبلی خیانت کند

و با بی خیالی جنایت کند

نه حد و حدودی رعایت کند

و اچ آی وی ِ خویش مثبت کند

و این قصه را پر حرارت کند

برای رفیقش روایت کند

چنانکه رفیقش حسادت کند

و او هم رود نیمه شب چت کندا

نوشته شده در شنبه یکم مردادماه سال 1390 ساعت ساعت 07 و 53 دقیقه و 16 ثانیه توسط : ...  | دسته : طنز، شعر، 
  •    [ نظرات ]

  • شعری از آیت الله خامنه ای تقدیم به حضرت مهدی (عج)

    دل را زبی خودی سر از خود رمیدن است
    جان را هوا ی از قفس تن پریدن است

    از بیم مرگ نیست كه سر داده ام فغان
    بانگ جرس ز شوق به منزل رسیدن است

    دستم نمی رسد كه دل از سینه بركنم
    باری علاج شكر گریبان دریدن است

    شامم سیه تر است ز گیسوی سركشت
    خورشید من برآی كه وقت دمیدن است

    سوی تو ای خلاصه گلزار زندگی
    مرغ نگه در آرزوی پركشیدن است

    بگرفت آب و رنگ ز فیض حضور تو
    هر گل دراین چمن كه سزاوار دیدن است

    با اهل درد شرح غم خود نمی كنم
    تقدیر قصه ی دل من ناشنیدن است

    آن را كه لب به دام هوس گشت آشنا
    روزی (امین) سزا لب حسرت گزیدن است

    نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم تیرماه سال 1390 ساعت ساعت 14 و 41 دقیقه و 37 ثانیه توسط : ...  | دسته : شعر، مذهبی، 
  •    [ نظرات ]

  • مردها کاین گریه در فقدان همسـر می کنند

    بعد مرگ همسـر خود، خاک بر سر می کنند!

    خاک گورش را به کیسه، سوی منزل می برند!

    دشت داغ سینه ی خود، لاله پرور می کنند

    چون مجانین! خیره بر دیوار و بر در می شوند

    خاک زیر پای خود، از گریه، هی! تر می کنند

    روز و شب با عکس او، پیوسته صحبت می کنند

    دیده را از خون دل، دریای احمر می کنند!

    در میان گریه هاشان، یک نظر! با قصد خیر!!

    بر رخ ناهید و مهسا و منور می کنند!

    بعدٍ چندی کز وفات جانگداز! او گذشت

    بابت تسلیّت خود! آن فکر دیگر می کنند

    دلبری چون قرص ماه و خوشگل و کم سن و سال

    جانشین بی بدیل یار و همسـر می کنند

    کج نیندیشید! فکر همسر دیگر نی اند!

    از برای بچه هاشان، فکر مادر می کنند!

    نوشته شده در جمعه سوم تیرماه سال 1390 ساعت ساعت 07 و 02 دقیقه و 11 ثانیه توسط : ...  | دسته : طنز، شعر، 
  •    [ نظرات ]





  • ما در دوجهان غیر خدا یار نداریم
    جـز یاد خدا هیـچ دگـركارنداریم

    درویش فقیریم ودراین گوشه دنیا
    با نیك وبد خلق جهـان كار نداریم

    گریاروفاداری نداریم عجبی نیست
    ما یاری بجز حضرت جبار نداریم

    باجامه صد پاره وبا خرقه پشمین
    برخاك نشینیم وازآن عار نداریم

    ماشاخ درختیم وپراز میوه توحید
    هررهگذری سنگ زند باك نداریم

    ماصاف دلانیم وزكس كینه نداریم
    گرشهرپراز فتنه وما با همه یاریم

    مامست صبوحیم وزمیخانه توحید
    حاجت به می و باده و خمارنداریم

    بنگربه دل خسته شمس الحق تبریز
    مـا جز هوس دیدن دلـدار نداریـم
    نوشته شده در سه شنبه سی و یکم خردادماه سال 1390 ساعت ساعت 13 و 45 دقیقه و 58 ثانیه توسط : ...  | دسته : شعر، 
  •    [ نظرات ]

  • http://up.iranblog.com/images/jdhudnosoksueq3ev9.jpg
    نوشته شده در جمعه سیزدهم خردادماه سال 1390 ساعت ساعت 23 و 42 دقیقه و 07 ثانیه توسط : ...  | دسته : سایر، شعر، 
  •    [ نظرات ]