تبلیغات
شهر فرنگ - مطالب شعر

من میگم چشات قشنگه
تو میگی دنیا دو رنگه
من میگم چه قدر تو ماهی
تو میگی اول راهی
من میگم بمون همیشه
تو میگی ببین نمیشه
من می گم خیلی غریبم
تو میگی نده فریبم
من میگم خوابت رو دیدم
تو میگی دیگه بریدم
من می گم هدف وصاله
تو ولی میگی محاله
من میگم یه عمره سوختم
تو میگی قلبم رو دوختم
من میگم چشمات و وا كن
تو میگی من و رها كن
من میگم خیلی دیوونم
تو میگی آره می دونم
من میگم دلم شكسته ست
تو میگی خوب میشه خسته ست
من میگم بشین كنارم
تو میگی دوستت ندارم
من میگم بهم نظر كن
تو ولی میگی سفر كن
من میگم واسم دعا كن
تو میگی نذر رضا كن
من میگم قلبم رو نشكن
تو میگی من می شكنم من ؟
من میگم واست می میرم
تو میگی نمی پذیرم
من میگم شدم فراموش؟
تو میگی نه ، رفتم از هوش
من میگم كه رفتم از یاد ؟
تو میگی نه مرده فرهاد
من میگم باز شدی حیروون ؟
تو میگی بیچاره مجنون
من میگم ازم بریدی ؟
تو می پرسی نا امیدی ؟
من میگم واسم عزیزی
تو میگی زبون میریزی؟
من میگم تو خیلی نازی
تو میگی غرق نیازی
من میگم دلم رو بردی
تو میگی به من سپردی ؟
من میگم كردم تعجب
تو میگی دیگه بگو خب
من میگم تنهایی سخته
تو میگی این دست بخته
من میگم دل تو رفته
تو میگی هفت روزه هفته
من میگم راه تو دوره
تو میگی چاره عبوره
من میگم می خوام بشم گم
تو میگی حرفای مردم ؟
من میگم نگذری ساده ؟
تو میگی آدم زیاده
من میگم دل به تو بستن ؟
تو میگی اینقده هستن
من میگم تنهام میذاری ؟
تو میگی طاقت نداری ؟
من میگم خدا به همرات
تو میگی چه تلخه حرفات
من میگم اهل بهشتی
تو میگی چه سرنوشتی
من میگم تو بی گناهی
تو میگی چه اشتباهی
من میگم كه غرق دردم
تو میگی می خوام بگردم
من میگم چیزی می خواستی ؟
تو میگی تشنمه راستی
من میگم از غم آبه
تو میگی دلم كبابه
من می گم برو كنارش
تو میگی رفت پیش یارش
من میگم با تو چیكار كرد ؟
تو میگی كشت و فرار كرد
من میگم چیزی گذاشته ؟
تو میگی دو خط نوشته
من میگم بختش سیاهه
تو میگی اون بی گناهه
من میگم رفته كه حالا
تو می گی مونده خیالا
من میگم می آد یه روزی
تو میگی داری می سوزی
من میگم رنگت چه زرده
تو می پرسی بر میگرده ؟
من میگم بیاد الهی
تو میگی كه خیلی ماهی
من میگم ماهت سفر كرد
تو میگی تو رو خبر كرد ؟
من میگم هر كی با ماهش
تو میگی بار گناهش؟
من میگم تو بی وفایی
تو میگی بریم یه جایی
من میگم دلم اسیره
تو میگی نه خیلی دیره
من میگم خدا بزرگه
تو میگی زندگی گرگه
من میگم عاشق پرنده ست
تو میگی معشوق برنده ست
من میگم به روزها شك كن
تو میگی بهم كمك كن
من میگم خدانگهدار
تو میگی تا چی بخواد یار
من میگم كه تا قیامت
برو زیبا به سلامت
پشت تو آب نمی ریزم
كه نگی روندم عزیزم




طبقه بندی: شعر، 

تاریخ : پنجشنبه یازدهم فروردینماه سال 1390 | ساعت 16 و 07 دقیقه و 14 ثانیه | نویسنده : ... | نظرات
دوستی یک اتفاق است

جدایی یک قانون

پس بیا حادثه جو باشیم

قانون شکن

هر کس به طریقی دل ما رو می شکند

دوست جدابیگانه جدامی شکند

از بیگا نه نپر س چرا می شکند

از دوست بپرس چرابی صدامی شکند


اگه كسی رو دوست داشتی به او

لبخندی هدیه بده اگه بیشتر دوسش داشتی

عشقت رو هدیه بده اگه تا بینهایت دوسش

داری لبخند و عشقت را در شاخه گلی

خلا صه كن و ان را از قلبت بچین و به او هدیه كن

من نشانی از تو ندارم.. اما نشانیم

را برای تو مینویسم.. در عصر های

انتظار به حوالی بی کسیم قدم بگذار

خیابان غربت را پیدا کن و وارد

کوچه های تنهایی شو .. سپس در

کلبه را باز کن .. مرا خواهی دید

با بغضی کویری که غرق اشک پشت دیوار ها نشسته ام



طبقه بندی: شعر، 

تاریخ : چهارشنبه دهم فروردینماه سال 1390 | ساعت 19 و 02 دقیقه و 48 ثانیه | نویسنده : ... | نظرات
چه کسی خواهد دید
مردنم را بی تو
گاه می اندیشم
خبر مرگ مرا با تو چه کس میگوید
آن زمان که خبر مرگ مرا میشنوی
روی خندان تو را کاشکی میدیدم
شانه بالا زدنت را بی قید
و تکان دادن دستت
که مهم نیست زیاد
و تکان دادن سر
چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاکستر کرد
میتوانی تو به من زندگانی بخشی
یا بگیری از من آنچه را میبخشی
-حمید مصدق-
سلام دوست عزیز
من با نوشته ای در مورد بوسه آپ هستم
کلبه منو با امدنتون مصفا کنید
شاد و عاشق باشی


طبقه بندی: شعر، 

تاریخ : چهارشنبه دهم فروردینماه سال 1390 | ساعت 19 و 00 دقیقه و 58 ثانیه | نویسنده : ... | نظرات
بمان با من که من بی تو صدایی خسته در بادم
در این اندوه بی پایان بمان تنها تو در یادم
شبیه برگ پائیزی پر از احساس دلتنگی
دلت مانند یک دریا، زلال و صاف وبی رنگی
نگاهت بی قرار کیست؟ تو ای خاتون دریا
تو ای محبوبه ی شبها، تو ای زیباتر از دریا
چه شبهایی که من بی تو خزان عشق را دیدم
ولی از عشق گفتم باز، کنار غصه روییدم
بلور اشکهای من همان آغاز تنهایی است
مرور خاطرات دل عجب تکرار زیبایی است



طبقه بندی: شعر، 

تاریخ : چهارشنبه دهم فروردینماه سال 1390 | ساعت 19 و 00 دقیقه و 43 ثانیه | نویسنده : ... | نظرات
تعداد کل صفحات : 13 ::      ...   5   6   7   8   9   10   11   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.